ترانسکشوال کیست؟؟؟

به نقل از ( مدیکال نیوز (اخبار پزشکی وسلامت)-انجمن دانشجویان علوم پزشکی))

هویت هر انسانی از چندین بخش تشکیل شده است؛هویت اجتماعی،٬ هویت قومی،٬ملی٬،سیاسی و ….هویت جنسی هم بخشی از هویت فرد است.مرکز اصلی بدن که تعریف انسان از هویت خود-از جمله هویت جنسی -را بر عهده دارد٬در مغز واقع شده است.

TS مخفف ترانس سکشوال، یا اختلال هویت جنسی است. به بیان دیگر فرد مبتلا به TS دچار اختلال نسبت به جنس خود می شود، یعنی روح و روان فرد با ظاهر جسمی فرد در تعارض است. مثلاً شاید فرد از لحاظ جسمی یک پسر باشد اما از لحاظ روحی، روانی، تمایلات و تفکرات، یک دختر محسوب شود، یا بالعکس این قضیه، برای همین TS یک بیماری روانی است. ترانس سکشوال ها در طول حیات خود دائماً از جنسیت بیولوژیک خود ناراضی هستند و تمایل و اصرار تعلق به جنس مخالف خود را دارند و برای همین پیوسته درصدد کسب خصوصیات ظاهری جنس مخالف خود و رهایی از خصوصیات جنسی خود هستند،

افرادی که به اختلال هویت جنسی (Gender Identity disorder) مبتلاهستند، آن گروه از بیمارانند که در شناخت هویت جنسی خود دچار اختلال شده اند. مشکل این بیماران به هیچ وجه داشتن یا نداشتن رابطه جنسی نیست.

    آنها در ذهن و روانشان خود را از جنسی دیگر می بینند و می گویند که زنان یا مردانی هستند که به اشتباه در قالب مرد یا زن متولد شده اند. آنان عاشق هویت نهان خود هستند. در عین حال هیچ علاقه ای به گذشته خود ندارند. مایلند فراموش کنند که نام بدو تولدشان چه بوده و هیچ گاه به آلبوم عکسی رجوع نمی کنند. آنها دختر یا پسری را که در عکس می بینند، نمی شناسند و خود را با او بیگانه می دانند. بدن این بیماران از نظر فیزیکی دچار هیچ نقصی نیست و شاید به همین سبب در دوران بیماری تجربه های تلخی از جمله رفتن به سربازی، تحصیل در کنار همکلاسی های دختر یا پسر، ازدواج با جنس مخالف و حتی بارداری و زایمان را از سر گذرانده باشند. این بیماران از زمانی که پی به بیماری خود می برند یا ناآگاهانه علائم بیماری را در خود کشف می کنند، مورد تمسخر و طعنه قرار می گیرند، زیرا رفتار آنان رفتار جنس مخالف است و گروه همجنسان، این رفتارها را برنمی تابند.

ترانس سکشوال فردی است که تناسب بین معادله ی بین آلت تناسلی و جنسیت خود را قبول ندارد و تضادی بین این دو می بیند.به زبان ساده تر٬آن بخش از مغز انسان ترانس سکشوال که به هویت جنسی مربوط می شود و آن را تبیین می کند٬در تضادی کامل با ساختار فیزیکی بدن و شکل و شمایل آلت جنسی او قرار دارد.این تضاد به این گونه نیست که فرد خودش تصمیم بگیرد-یا فکر کند-که ترانس سکشوال است.و از جنبه ی روانی خیلی عمیق تر از این هاست.به عبارت دیگر٬یک ترانس سکشوال از جهت نگاه به خود و به هویت و جنسیت خود٬براین باور است که فیزیک او (بدن٬،تن، و آلت تناسلی)با درونش(روح٬،جان و روان او)همخوانی ندارد.یک« ترانس سکشوال با ظاهر مردانه»بر این باور است که او وجوداً یک زن است٬اما «اشتباهی»در بدن یک مرد زاده شده.و یک «ترانس سکشوال با ظاهر زنانه»هم فکر می کند که او روحاً و باطناً یک مرد است و اشتباهاً در یک جسم زنانه گنجانده شده است.فرد ترانس سکشوال از این دوگانگی درون و بیرون خود رنج می برد و می خواهد هر چه زودتر روان خود را از این جسمی که به وی تعلق ندارد نجات دهد٬ پس با خوردن داروها و قرص های هورمونی سعی می کند جسم خود را به شکلی تغییر دهد که هر چه بیشتر با درونش همخونی داشته باشد.اما او زمانی به آزادی و رهایی کامل می رسد که با عمل جراحی تغییر جنسیت بدهد و خود را از شر آلت تناسلی ای که با آن احساس بیگانگی می کند رهایی بخشد.چرا که تفاوت بیت آلت جنسی فرد و جنسیت و هویت جنسی او ٬به یک تضاد عمیق ذهنی تبدیل می شود که از جهت روحی و روانی عواقب ناگواری بر او دارد.لذا او می خواهد هر چه زودتر خود را از این گرفتاری و مخمصه نجات دهد.

آنها در ذهن و روانشان خود را از جنسی دیگر می‌بینند و می‌گویند که زنان یا مردانی هستند که به اشتباه در قالب مرد یا زن متولد شده‌اند. آنان عاشق هویت نهان خود هستند. در عین حال هیچ علاقه‌ای به گذشته خود ندارند. مایلند فراموش کنند که نام بدو تولدشان چه بوده و هیچ گاه به آلبوم عکسی رجوع نمی‌کنند. آنها دختر یا پسری را که در عکس می‌بینند، نمی‌شناسند و خود را با او بیگانه می‌دانند. بدن این بیماران از نظر فیزیکی دچار هیچ نقصی نیست و شاید به همین سبب در دوران بیماری تجربه‌های تلخی از جمله رفتن به سربازی، تحصیل در کنار همکلاسی‌های دختر یا پسر، ازدواج با جنس مخالف و حتی بارداری و زایمان را از سر گذرانده باشند. این بیماران از زمانی که پی به بیماری خود می‌برند یا ناآگاهانه علائم بیماری را در خود کشف می‌کنند، مورد تمسخر و طعنه قرار می‌گیرند، زیرا رفتار آنان رفتار جنس مخالف است و گروه همجنسان، این رفتارها را برنمی‌تابند.

چنین فردی معمولاً از همان سنین کودکی(پنج تا ده سالگی)متوجه اختلاف و تضاد گفته شده می شود٬اما به صورت گنگ و نامفهوم. و شاید در همان سنین کودکی٬صادقانه و براساس شناخت و درک خودش حرکات و اداها و رفتارهای آن جنسی  را در پیش بگیرد که از نظر ذهن و روان،٬خود را تعریف می کند٬(نه آنطور که ساختمان ظاهری بدنش نشان می دهد). اما والدین و یا اطرافیان آنرا نامناسب و حتی عجیب می بینند.مثلا اگر این کودک از نظر شکل آلت تناسلی پسر باشد٬به پوشیدن لباس دخترانه رو می آورد(اگر خواهر نداشته باشد٬ به لباس مادر رو می آورد)والبته گاهی بعضی خانواده ها هم با یک شوخی از کنارآن می گذرند که «بچه» است و نمی فهمد.البته این را همین جا باید اضافه کنیم که برخلاف تصور رایج٬ ،هر کودکی که در سنین اولیه لباس جنس مخالف می پوشد٬ حتما یک ترانس سکشوال یا همجنسگرا نخواهد شد.

نکته ی قابل ذکر دیگر این است که یک ترانس سکشوال ٬همجنسگرا نیست.به این دلیل که فرضاً یک پسر/مرد ترانس سکشوال چون روحاً و جاناً و طبیعتاً خود را یک زن می داند و بدن پسرانه/مردانه ی خود را به رسمیت نمی شناسد٬،تمایل جنسی به یک مرد را هم دال بر همجنسگرا بودن خود نمی داند٬بلکه بالعکس؛می گوید من زنی هستم که به جنس مخالف خودم(مرد) گرایش دارم٬ هرچند که روح و جانم در یک بدن اشتباهی گرفتار آمده باشد. آنچه که یک ترانس سکشوال می خواهد این است که تناسب فیزیکی بدن و آلت تناسلی خودش با روان و احساس و جان درونش یکی شود٬ و بعد از عمل جراحی٬ می خواهد با یک نفراز جنس مخالف ازدواج نماید. یعنی اگردختر ترانس سکشوال بوده ٬بعد از تغییر جنسیت و مرد شدن با یک زن ازدواج می کند و یک پسر ترانس سکشوال بالعکس.

به زبان دیگر یک همجنس گرا شاید از جنسیت خود راضی باشد درست برعکس ترنسشوال.برای فهم بهتر مسئله بهتر است زبان حال یکی از آنها را اینجا بیاورم:

” اکثرا اینطور تصور میشه که ما ترانسکشوال ها، همجنس گرا (هموسکشوال) هستیم. حتی خانواده هامون نیز در بدو امر ما رو همجنس گرا می دونن. اما تنها نقطه اشتراک ما با هموسکشوال ها اینه که همه جزو اقلیت های جنسی محسوب می شیم. عمده ترین تفاوتی که ما با همو ها داریم اینه که ما از جسم و اندام معرف جنسیتمون بیزاریم و تلاش غایی و نهایی ما در جهت هورمون تراپی و انجام عمل تغییر جنسیته، چیزی که اصلا در همجنس گراها وجود نداره. اکثر ترنسها از اوان کودکی این دوگانگی و تضاد بین روح و جسمشون رو نشون میدن. این تضاد در کودکان بیشتر به شکل ترجیحات در انتخاب بازی، اسباب بازی، همبازی، نحوه ی لباس پوشیدن و رویا بافی بروز پیدا می کنه

 

و همه این زمان‌های نامعلوم فقط یک علامت سوال را در ذهنم ایجاد کرده که چرا با همان جنسیتی که می‌خواستم متولد نشدم. گرفتار آمدن در زندان تن؛ بیماری “ترانسکشوال””transexual در من و دوستانی که دچار بحران هویتی هستیم و درمانده از این که چرا باید خود را قبول نداشته باشیم و هم‌چنان به هیچ جوابی نمی‌رسیم غیر از ماندن بر سر دوراهی که من کدامینم؟ “

تضادی که فرد ترانس سکشوال از همان دوران کودکی مابین ماهیت درونی و بیرونی (ظاهر و باطن) خود حس می کند٬درد و رنج٬ تنهایی و انزوا٬ و فشار زیادی به او تحمیل می کند٬ و او گیج و منگ از این قائله٬ نه تنها نمی داند چرا باید وضع این گونه باشد٬ بلکه ناآگاهی اطرافیان٬ شماتت٬ تحقیر٬ سرزنش و سرکوفت های خانواده و اطرافیان هم مزید بر علت می شود و بر رنج او می افزاید.

دلایلی که برای ترانس سکشوال شدن افراد ابراز شده٬همگی دلالت بر این دارند که هنگامی که جنین در رحم مادر است٬اگر مادر دچار فشار و استرس شود این امکان وجود دارد که سیستم اعصاب و هورمون های جنین را دچار اختلال کند٬ و همین باعث می گردد که جنین بعدا ترانس سکشوال شود.

علت اصلی بروز آن در فرد به عملکرد هورمون ها در بدن برمی گردد. تغییرات هورمونی در هفته ششم دوره جنینی آغاز شده و تا ماه سوم دوره جنینی پایان می گیرد، بنابراین اینکه نوزاد در بدو تولد پسر یا دختر شناخته شود کاملاً تحت تاثیر ترشح یا عدم ترشح «آندروژن ها» در دوره جنینی یعنی قبل از تولد است و تاثیر تستوسترون بر سلول های عصبی مغزی مسوول زنانه یا مردانه شدن مغز در نواحی مانند هیپوتالاموس است و مغز زنانه یا مردانه را شکل می دهد.

در مورد پس از تولد که باعث ابتلا یا تشدید این حالت بشود گفت که اصولاً کسب هویت زنانه یا مردانه در انسان بیشتر تابع مسائل پس از تولد است تا قبل از تولد. احساس متعلق بودن به جنس مرد یا زن بیشتر نتیجه تعاملات میان کودک و ارزش ها و نگرش های والدین است. از دخترها انتظار می رود رفتاری لطیف و ملایم داشته باشند، عروسک بازی کنند و… از پسرها رفتار پرجنب و جوش، حتی خشن و بازی هایی چون شمشیربازی، تفنگ بازی و… که این نقش ها به مرور در ذهن کودکان نهادینه و به الگو تبدیل می شود. یکی از علل اختلال هویت جنسی آن است که والدین یا سایر افراد مهم زندگی، کودک را تشویق به رفتارهای جنس مخالف می کنند، مثلاً لباس جنس مخالف را به او می پوشانند و او را تشویق به بازی های جنس مخالف می کنند.

راه حل یک ترانس سکشوال برای خلاص شدن از زندانی که بدان گرفتار آمده این است که تغییر جنسیت دهد.این امر باعث می شود فرد خود را باز یابد و با باطن و ظاهری متناسب با هم زندگی کند.این ادعای محققان هم ناگفته نماند که ترانس سکشوال ها از استعداد هنری بالایی برخوردارند. ترانس سکشوال ها عموما دیرتر از هم سن و سالان خود به رشد فیزیکی می رسند٬ مثلا ممکن است کلفت شدن صدا یا رشد موی بدن یک پسر ترانس سکشوال دیرتر بروز کند.

نمی توان منکر وجود این بیماران در جامعه شد، همچنین عدم حمایت این افراد از سوی هیچ ارگانی، حتی نهادی چون خانواده و آسیب هایی که ممکن است عوارض این بیماری بر سلامت فرد و اجتماع داشته باشد

 

مسوول اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی خراسان شمالی در این خصوص به ایسنا می‌گوید: اختلال هویت جنسی به معنای عدم رضایت مستمر فرد از جنسیت خود و احساس تعلق به جنس مخالف است و فرد تمایل دارد خود را به صورت جنس مخالف تغییر دهد.

مهین حمیدی می‌افزاید: بیماری ترانسکشوال (TS) از اختلالات روانپزشکی است و یک بیماری تایید شده است و با استناد به ماده واحده لایحه قانونی سازمان بهزیستی مصوبه سال ‌۵۹ شورای انقلاب و آیین‌نامه اجرایی مصوبه هیات وزیران در تاریخ ‌۳/۳/۷۱ مسوولیت افرادی که در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار دارند به بهزیستی واگذار شده است.

وی ادامه می‌دهد: از سال ‌۱۳۷۹ کمیته ساماندهی اختلال هویت در چهار بخش کمیته حقوقی، ‌درمان و دارویی، ‌بخش آموزشی و پژوهش و اطلاع‌رسانی تشکیل شده و از سال ‌۸۵ نیز کمک هزینه درمان این افراد از سوی دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی پرداخت می‌شود.

وی می گوید: کمترین هزینه درمانی این بیماری ‌۵۰ تا ‌۷۰ میلیون ریال است.

این مسوول خاطرنشان می‌کند: در اختلال هویت جنسی فرد از زمانی که خود را می‌شناسد یعنی از سن سه سالگی با مشکل مواجه می‌شود و عوامل ژنتیکی و محیطی از علل بروز این مشکل است.

وی می‌افزاید: در این زمینه به عنوان عوامل بیرونی و محیطی، رفتارهای غلط والدین با فرد مطرح است که ظاهر کردن کودک در پوشش جنس مخالف مانند بلند کردن موی پسر و پوشاندن لباس دخترانه به پسر یا بالعکس از رفتارهای اشتباه با کودک است.

وی ادامه می‌دهد: جامعه‌ای که از این اختلال آگاهی ندارد برچسب انحراف به چنین افرادی می‌زند و موجب کناره‌گیری آنها از جامعه می‌شود و این امر موجب می‌شود که فرد در رشد اجتماعی راهی نداشته باشد و منزوی و در حاشیه باقی بماند.

مسوول اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی خراسان شمالی می‌گوید: ازدواج این افراد میسر است و از نظر روابط جنسی و زناشویی مشکلی ندارند اما بارداری‌شان ممکن نیست.

وی بیان می‌کند: بیماران ترانسکشوال بعد از عمل جراحی در بیشتر موارد از سوی خانواده طرد می‌شوند و جامعه نیز دید مثبتی به آنها ندارد زیرا مساله اختلال هویت جنسی به عنوان یک بیماری از سوی مردم و جامعه ناشناخته مانده است.

حمیدی می‌گوید: این افراد قبل از عمل به مدت شش ماه تا یکسال در پوشش جنس مخالفند تا خود را با وضعیت جدید تطبیق دهند.

وی ادامه می‌دهد: از نظر شرعی نیز این موضوع مشکلی ندارد و با فتوای امام (ره) در سال ‌۶۷ مبنی بر تطابق روح و جسم مجوز عمل صادر شده است.

” متن فتوای امام خمینی …برای ترانسکشوال ایرانی

 در ایران مریم خاتون ملک آرا اولین کسی بود که موفق شد در سال ۱۳۶۵ با امام خمینی (ره) ملاقات کرد و با نامه ایشان که محتوی صدور فتوا جهت تغییر جنسیت (ترانس سکسوال ها) با تایید پزشکی بود به پزشکی قانونی مراجعه کرد و همانجا اولین مجوز تغییر جنسیت از سوی پزشکی قانونی در جمهوری اسلامی ایران صادر شد. خانم مریم خاتون ملک آرا قبل از عمل جراحی فریدون نام داشت. و در سال ۱۳۵۴ نامه ای به امام خمینی (ره) که در نجف بودند نوشت که امام رحمـه الله به این گونه پاسخ دادند: تغییر جنسیت بلامانع است و بعد از عمل تکلیف یک زن بر شما واجب است: از سال ۱۳۶۵ در کشور ایران کلینیک ها اقدام به عمل جراحی نمودند که تا کنون نیز ادامه دارد.

در حال حاضر در سازمان بهزیستی کشور واحدی بنام اداره آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی کشور مسئولیت رسیدگی به این بیماران را به عهده دارد.

ــ سال ۵۴ به نجف نامه نوشته شد.

ــ سال ۶۵ فتوا صادر شد. یک هفته بعد عمل جراحی شروع شد”

وی می گوید: در استان خراسان شمالی در این رابطه فقط کار مشاوره به صورت رایگان انجام می‌شود تا فرد از نظر روحی قبل از عمل جراحی آماده شود اما عمل در استان‌های دیگر مانند تهران و خراسان رضوی انجام می‌شود.

کارشناس مسوول آسیبهای اجتماعی سازمان بهزیستی خراسان شمالی نیز می‌گوید: در بیشتر استانها تعداد بیماران ترانسکشوال کم است.

همایون غلامی خاطرنشان می‌کند: هزینه درمان این افراد به‌صورت کامل از طریق بهزیستی پرداخت می‌شود و کمترین مبلغ این هزینه حدود پنجاه میلیون ریال می‌شود.

وی ادامه می‌دهد: علاوه بر هزینه عمل، مباحث دیگری مانند نگرش خانواده، ‌تغییرات روانی و جامعه نیز وجود دارد بنابراین باید با این افراد مشاوره‌های خاصی صورت گیرد تا به صورت همه‌جانبه آماده شوند.

غلامی می‌افزاید: متاسفانه آمار افسردگی در بیماران TS بالاست.

مدیرکل بهزیستی خراسان شمالی نیز در این خصوص به ایسنا می‌گوید: افرادی که اختلال هویت جنسی دارند وقتی به سن خاصی می‌رسند احساس می‌کنند متعلق به جنس مخالفند و از نظر آناتومی جنسیت مخالف را دارند.

علی کاظم‌زاده می‌افزاید: این افراد با مراجعه به بهزیستی و معرفی خود تحت حمایت این سازمان قرار گرفته و پس از تشخیص مشکل، از خدمات درمانی به صورت رایگان بهره‌مند خواهند شد.

وی ادامه می‌دهد: خوشبختانه تعداد بیماران ترانسکشوال در خراسان شمالی زیاد نیست.

وی اظهار می‌دارد: مراکز مشاوره در بهزیستی فعال است و افرادی که احساس می‌کنند این مشکل را دارند می‌توانند به مرکز مراجعه و خود را معرفی کنند.

این مسوول افرادی را که به نوعی معلول حساب شوند یا ضایعه نخاعی دارند هم‌چنین بیماران روانی، زنان سرپرست خانوار، کودکان بی‌سرپرست و سالمندان را جزو جامعه هدف سازمان بهزیستی عنوان می‌کند.

وی هم‌چنین خاطرنشان می‌کند: اگر فردی بیماری خاصی داشته باشد باید از طریق انجمن بیماری‌های خاص تشکیل پرونده دهد تا مورد حمایت قرار گیرد و از طریق بیمه خدمات درمانی حمایت شود.

بنابر آمارهای پزشکی قانونی، ظرف ۶ سال گذشته ۴۲۲ نفر از بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی به کمیسیون‌های روانپزشکی درخواست داده‌اند؛ اما از این تعداد فقط ۱۸۸ نفر تا مرحله کمیسیون پیگیری خود را ادامه داده‌اند و ۱۲۴ نفر از این تعداد پاسخ مثبت دریافت کرده‌اند؛ به معنای آن که می‌توانند دست به عمل جراحی بزنند و تغییر جنسیت بدهند.

 

 

درمان این بیماری چیست ؟

این بیماری درمان پذیر نیست و لاعلاج محسوب میگردد، و درمان آن تغییر در جنسیت به روش هورمونی و همراه با جراحی میباشد.

تشخیص :

اولین مرحله درمان، تشخیص صحیح و قطعی میباشد. چون با درمان هورمونال و جراحی سیر را برگشت ناپذیر بایستی درنظر گرفت.

تشخیص معمولا توسط خود فرد صورت میگیرد و اغلب با تائید دوستان و خانواده همراه است. و لازم است این نارضایتی جنسیتی بطور مداوم و حداقل برای دو سال استمرار داشته باشد. < اقتباس از مجله ارولوژی اروپا may 2006 > .

تائید دوستان و خانواده بر اساس مشاهده رفتار و تمایلات فرد مطابق با جنس مخالف واستمرار علائم طی مدت طولانی خواهد بود. البته عملا در موارد مشاهده شده در کلینیک تو سط اینجانب مقاومت ومخالفت شدید خانواده و سعی در درمان، جهت اثبات سلامت جنسی به خود فرد میباشد که چون مشکل در روان فرد و برای بیماران transsexualism غیر قابل برگشت میباشد، تلاش خانواده موفق نمیباشد و حداکثر با تهدید فرد به طرد از خانواده منجر به اجباره فرد به تحمل شرایط موجود خواهد شد ، که منجر به عوارض روحی و افسردگی و حتی امکان خطر خودکشی نیز میباشد.

منبع

برچسب ها:
لینک کوتاه این مطلب:

به اشتراک بگذارید :

اخبار قبل و بعد
اخبار مرتبط

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد