افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند،‌ عمیقا و کاملا نسبت به فضای پیرامون‌شان آگاه هستند. وقتی که این افراد درحال کار کردن یا صحبت کردن با فردی هستند، فقط به خودشان فکر نمی‌کنند و می‌توانند احساسات افراد پیرامون‌شان را بشناسند و درک کنند.

 

افرادی که هوش هیجانی (EI) بالایی دارند، تفاوت میان احساسات و عقل را می‌شناسند. به همین دلیل، این افراد از مهارت‌های فکری-انتقادی خودشان برای متعادل‌سازی احساسات استفاده می‌کنند، بدون این‌که احساسات خودشان را نادیده بگیرند یا آن‌ها را سرکوب کنند. محققان می‌گویند که افراد دارای هوش هیجانی بالا می‌توانند صادقانه به خودشان نگاه کنند و تصور واقع‌بینانه‌ای از خودشان داشته باشند.
آنان به نقاط قوت و نقاط ضعف خودشان آگاه هستند و در نتیجه استانداردهای معقولی برای خودشان در نظر می‌گیرند. همین ویژگی باعث می‌شود که این افراد از نظر رفتاری واقعا موفق باشند. به ‌گفته متخصصان، مجموعه این ویژگی‌ها که در قالب خودآگاهی مطرح می‌شوند، بنیان اساسی هوش هیجانی یا emotional intelligence را می‌سازند.

تمرین خود-تنظیمی

خود-تنظیمی که بعضا با اصطلاح خود-کنترلی نیز شناخته می‌شود، قابلیتی است که امکان کنترل کردن احساسات و تکانه‌های انگیزشی را به انسان‌ها می‌دهد. افراد دارای هوش هیجانی بالا که توان خود-تنظیمی قابل توجهی هم دارند، ‌عمدتا به خودشان اجازه نمی‌دهند که بیش از حد در حالت عاطفی قرار بگیرند. به همین دلیل، این افراد از کوره در نمی‌روند یا رفتارهای هیستریک از خودشان بروز نمی‌دهند، در حالی که تصمیم‌گیری‌های غیردقیق و ناشی از عوامل محرک بیرونی نیز در آنان واقعا کم است.
متخصصان می‌گویند که این افراد پیش از آن‌که کنش یا واکنشی را انجام بدهند، حتما به آن فکر می‌کنند. بعضی از ویژگی‌های جزئی خود-تنظیمی عبارت‌اند از عاقلانه و متفکرانه رفتار کردن، کنار آمدن با تغییر، رعایت درستی و قابلیت نه‌گویی به دیگران. افرادی که خود-تنظیمی مطلوبی دارند، این نکته را درک می‌کنند که صبر کردن برای دستیابی به خواسته‌ها می‌تواند به نتایج بهتر و عمیق‌تری منجر شود. قابلیت خود-تنظیمی به افراد دارای هوش هیجانی بالا اجازه می‌دهد که هم در موقعیت‌های اجتماعی و هم در موقعیت‌های شغلی به موفقیت برسند، آرامش خودشان را حفظ کنند و بتوانند روی مسائل خاص تمرکز کنند.

هوشیاری شدید

افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند،‌ عمیقا و کاملا نسبت به فضای پیرامون‌شان آگاه هستند. وقتی که این افراد در حال کار کردن یا صحبت کردن با فردی هستند، فقط به خودشان فکر نمی‌کنند و می‌توانند احساسات افراد پیرامون‌شان را بشناسند و درک کنند. آنان معمولا می‌دانند که چه زمانی به طرف مقابل‌شان برای ارائه خودش فضا بدهند و چه زمانی با طرف مقابل‌شان هم‌دردی کند. متخصصان می‌گویند که این افراد قادر هستند تا از اطلاعات و داده‌های دریافت‌کرده، برای برقراری ارتباط موفقیت‌آمیز با انسان‌های دیگر در موقعیت‌های خاص و پُرخطر استفاده کنند.

مدیریت احساسات

از آن‌جایی که افراد دارای هوش هیجانی بالا، کاملا احساسات خودشان را می‌شناسند و درک می‌کنند، بیشتر می‌توانند این احساسات را کنترل و مدیریت کنند. بیشتر رفتارهای نادرست ما انسان‌ها به این علت بروز پیدا می‌کند که نمی‌توانیم احساسات خودمان را مدیریت کنیم. به همین دلیل هم سراغ شیوه‌های نادرست و ناسالم مانند پُرخوری و رفتارهای پُرخطر برای کنترل و مدیریت احساسات خودمان می‌رویم.
این در حالی است که افراد دارای هوش هیجانی بالا در این زمینه موفق عمل می‌کنند و بدون کمک گرفتن از شیوه‌های نادرست، می‌توانند احساسات خودشان را مدیریت کنند. همین ویژگی، کیفیت زندگی این افراد را در خانه و محل کار افزایش می‌دهد و مانع از آسیب‌رسانی این افراد به خودشان و دیگران می‌شود.
 

منبع

برچسب ها:
لینک کوتاه این مطلب:

به اشتراک بگذارید :

اخبار قبل و بعد
اخبار مرتبط

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد