ترک اعتیاد شیوه های مختلفی دارد و به نوعی می توان گفت کارشناسان حوزه ترک اعتیاد هنوز هم در حال آزمون و خطا هستند؛ اما حسین دژاکام، مدیرعامل جمعیت کنگره 60، می گوید بهترین شیوه درمان را اجرایی می کنند و آمار هم این موضوع را تایید می کند.

 

شما در کنگره 60 از شیوه های سنتی استفاده می کنید یا از شیوه های مدرن؟

 

شیوه ما یک شیوه علمی است که تجربه شده؛ علمی که تجربه شده باشد، سند بدون نقص است و جواب گو است؛ نه سنتی است و نه مدرن.

 

یعنی تلفیقی از این دو شیوه است یا اینکه یک شیوه کاملا منحصر به فرد است؟
تلفیق نیست؛ البته در روش سنتی بخش هایی از این شیوه داشته ایم که می گفت «ترک افیون را به جز تقلیل نیست/ اندک اندک از یاران دغل باید گریخت»، اما آ« چیزی که در طب بوعلی سینا و در شیوه های سنتی بود، در مدت کوتاه 20، 30 روزه این کار را می خواستند انجام دهند. یا تریاک را کم می کردند تا آب شیره درست می کردند.
درمانی که ما انجام می دهیم، حداقل میانگین 11 ماه زمان می برد. به مرور زمان در 11 ماه میزان مصرف را کم می کنیم. بعد ناگهان مصرف را قطع می کنیم و تا مدتی شربت تریاک می دهیم و بعد شربت تریاک هم قطع می شود. از طرفی مسائل روانی را هم در ترک مدنظر داریم.

 

شما اساس کار را از کجا آورده اید؟
تصادفی پیش آمد. اگر می گویم تصادفی؛ یعنی مثل نیوتون وقتی سیب به زمین افتاد، گفت برای چه افتاد زمین! و براساس آن تحقیقات شروع شد. آن موقع پذیرفته بودم مصرف کننده هستم. من چندین سال، ماه رمضان روزه گرفتم و اواخر، هم روزه می گرفتم هم مواد مصرف می کردم. اساس تنظیم زمان از آنجا شروع شد که به عنوان یک مصرف کننده، باید در روز چقدر و چه زمانی مصرف کنم. میزانی که در روز مصرف می کردم، مشخص بود و بعد کم کم در زمان های خاص این مصرف کاهش داده شد و به صفر رسید.

حدود 20 سال است که فعالیت می کنید؛ در این 20 سال چه تعداد مراجعه کننده و چه تعداد موفقیت داشته اید؟
با مدرک بین چهار تا پنج هزار نفر در سال را در 50 مرکز کل کشور به رهایی می رسانیم. به هر مرکز صد تا 50 نفر در سال مراجعه می کنند. البته الان آمار نسبت به سال های گذشته بالاتر رفته است. آن موقع یک مرکز بود که بعد بیشتر شد. از آن روزی که شروع کرده ایم، حدود 20 هزار نفر در 20 سال به درمان قطعی اعتیاد رسیدند نه اینکه ترک اعتیاد کرده باشند.

تفاوت ترک و درمان را در چه می بینید؟
اعتیاد در گروه بیماری ها جزء اختلال می آید. یک سری بیماری داریم یک سری اختلالات داریم. اعتیاد جزء اختلالات است مثل اسکیزوفرنی، مثل دوقطبی، بایپلار و بیماری روانی. این جوری اینها اختلال است و اعتیاد هم در گروه اختلالات قرار می گیرد و به همین دلیل تحت نظر روان پزشک است. وقتی ما نگاه کردیم، دیدیم که اعتیاد در قسمت جسم و روان و قسمت تفکر تخریب ایجاد می کند و در سه ناحیه انسان اختلال به وجود می آورد. در قسمت جسم و روان و در جهان بینی.
اگر این سه قسمت را درمان کنیم، اختلال درمان خواهدشد. اگر فقط مواد را قطع کنیم، می شود ترک. در کمپ یا 20 روزه دارو می دهند یا فرد مردانگی می کند و مصرف نمی کند؛ اما در درمان اعتیاد، به لحاظ روانی نیز فرد وابستگی را از دست می دهد.

چند درصد از مراجعه کنندگان به شما، درمان می شوند؟
اگر سرانگشتی بگویم، نصف افرادی که برای درمان وارد کنگره 60 می شوند، به آخر خط می رسند و ترک می کنند. 50 درصد اگر بمانند و به درمان برسند، برگشت آنها زیر 10 درصد است و این رقم، رقم عجیبی است. چون در جهان دو، سه درصد درمان است و برگشت 97، 98 درصد است.

نظر شما درباره شیوه های کلینیکی و «ان جی او»های دیگر چیست؟
ما همه با هم کار می کنیم و هر کس هر کاری کند، مفید است و می گوییم هرکس کمکی به یک معتاد کند، ارزشمند است؛ اما معتقدم بازار آشفته شده است. عطار ترک اعتیاد دارد، نیروی انتظامی ترک می دهد، در بازداشتگاه ترک می دهد، قاضی می گوید زندانی می کنم ترک می دهم، خانواده ها در زیرزمین ترک می دهند، کمپ می گوید من ترک می دهم، یکی دیگر می گوید با آب سرد ترک می دهم و... .
هزار راه درمان ارائه شده است که درست نیستند. اعتیاد جزء بیماری نیست. می گوییم بیماری است؛ اما جزء اختلالات است، مثل بیماری روانی. برای همین اینکه بگوییم همه راه ها درست است، نه همه راه ها درست نیست؛ حتی آسیب هم ممکن است بزند. درمان اعتیاد فقط یک راه دارد که ترک در یک پروسه زمانی برنامه ریزی شده است.

 

در این 20 سالی که شیوه ای شخصی را فراگیر کرده اید، هیچ وقت فکر کردید کسی که اشتباه می کند خودتان باشید؟
نتیجه اش را می بینیم. هنوز در دنیا می گویند شیشه درمان ندارد، اما هفته پیش تیم راگبی کنگره 60، قهرمان لیگ استان تهران شده است. سال گذشته تیم کنگره 60 قهرمان لیگ برتر کشور شد که بازیکنان آن مصرف کننده شیشه بودند. پنج سال، شش سال، هفت سال است که درمان شده اند و حی و حاضر وجود دارد. اگر راه درست نبود، 50 مرکز در کشور نبود که همه رایگان کار کنند و یک نیروی  حقوق بگیر هم نداریم. برای چه آنها کار می کنند؟ چون به درمان رسیده اند.
شما الان بپرسید آقای عطار این قرص ها را برای چه می دهید؟ می گوید برای اینکه مواد نکشد. آقای کمپ شما برای چه آنها را نگه می دارید؟ می گوید برای اینکه مصرف نکند. آقای متخصص این قرص ها را برای چه می دهید؟ می گوید برای اینکه مصرف نکند. برای اعتیاد قرص برای چه می دهید؟ برای کجای بدن می دهید؟ چه عملی انجام می دهد؟ چه کاری می کند؟ چه را درست می کند؟ چقدر زمان می برد؟ اینها سوال هایی است که باید پرسید. همه می گویند این کار را انجام می دهیم که مصرف نکنند؛ پاسخ آنها قطعا این است. کسی نمی گوید من این را می دهم برای اینکه اتفاقی در مغز معتاد بیفتد. این را نداریم.
باید بررسی شود دقیقا کجای جسم فرد تخریب می شود که باید درمان شود که می شود همان آسیب شناسی یا فیزیولوژی یا پاتوفیزیولوژی. دوم چه برنامه ریزی برای درمان قسمت تخریب شده دارید؟ به عبارت دیگر، با دارو چگونه می توان قسمت های تخریب شده را ترمیم کرد؟ درمان چگونه است؟ سوم اینکه برای رسیدن به درمان قطعی، تا قطع کامل کلیه داروها، چقدر زمان لازم است.

شیوه شما تا حدودی شبیه شیوه های کلینیکی است که در ایران وجود دارد؛ بستری می کنند، مشاوره و روان درمانی انجام می دهند.
نه هیچ شباهتی ندارد، چون ما کسی را نگه نمی داریم، اینجا بعد از ظهر ساعت پنج کلاس شروع می شود تا ساعت مثلا هشت، هشت و نیم شب. سر کلاس می آیند می نشینند و بعد به خانه می روند. داروها را هم می نویسم از کلینیک بگیرند.

کمی به عقب تر برگردیم، شما چه مدت و چه چیزهایی مصرف می کردید؟
من نزدیک سه، چهار سال نامزد اعتیاد بودم و 17 سال مصرف کننده فیکس بودم. حدود 20 سال مصرف کردم. مصرف عمده ام الکل و تریاک بود، حشیش هم گاهی می کشیدم.

شما حشیش مصرف می کردید که الان مثل سیگار استفاده می کنند. این می تواند استفاده مواد مخدر دیگری را به همراه داشته باشد یا خیر؟
می تواند داشته باشد، می تواند نداشته باشد. البته من از آنهایی هستم که موافق آزادسازی مواد مخدر هستم.

آزادسازی یعنی این طرح دولتی شدن فروش مواد مخدر؟
هم دولتی شدنش و هم فروش آن؛ هرچه باشد. اگر به من باشد، من خیلی افراطی هستم و می گویم اصلا رها کنید، هر کس می خواهد برود هرویین بکشد، همه را باز کنید؛ نظر شخصی من این است.

 

استدلال شما چیست؟
سوالم این است که الان از مبارزات با مواد مخدر چند سال می گذرد؟ چند سال است داریم با مواد مخدر می جنگیم؟
در این سال ها توانسته ایم جلویش را بگیریم؟ تریاک و هرویین همه جا هست و هر کس بخواهد می کشد. فقط تنها قضیه ای که فرق دارد، باید گران بخرند. وقتی گران است، مشکلات دیگری درست می شود. به هر حال مصرف دائمی و یومیه مواد مخدر کمترین موضوعش این است که فرد باید در یک ساعت مشخصی مواد مصرف کند، بقیه حواشی آن است، حواشی مسائل مشکل ساز است.
الان چون مواد جرم است، برای جوان ها اکشن است، هیجان دارد، چند شهید دادیم برای این قضیه، نتیجه اش چه شده است؟

خود شما چه شد که مصرف را شروع کردید؛ گفتید حشیش و الکل و تریاک مصرف کرده اید؟
من سابق در تهران دانشجو بودم، در خانه دانشجویی بودم و چندین سال هم کلاسی هایم تریاک می کشیدند. من نمی کشیدم، گاهی حشیش می کشیدم. دیدم مدام می کشند، گفتیم ببینیم چه مزه ای می دهد. خب زمان قدیم نوشیدن الکل آزاد بود. بعد که انقلاب شد، جمع شد دیدیم اینها هنوز تریاک می کشند، گفتیم ببینیم چطوری است، چه مزه ای می دهد. حالا شوخی شوخی و از روی کنجکاوی ما هم ذره ذره کشیدیم؛ همین خیلی ساده.

خب همین می تواند دوباره اتفاق بیفتد و درباره افراد دیگری تکرار شود. شما این را خطرناک نمی بینید؟
باید اطلاع بدهیم، اطلاعات درست بدهیم. یک سری اطلاعات را باید منتقل کنیم. من که معتقد به آزادسازی هستم باید ببینیم چه می کنیم، باید از این جهت آموزش دهیم آموزش درست یعنی چه؟ من اگر بخواهم آموزش درست بدهم، می گویم آقایان محترم شما یک بار تریاک بکشید معتاد نمی شوید، پنج بار هم بکشید نمی شوید، باید صد بار تریاک بکشید تا معتاد شوید، ولی سفر هزار فرسخی از یک قدم شروع می شود. من هم همین فکر را می کردم، فکر می کردم به من گفتند اگر یک بار بکشی معتاد می شوی، من 10 بار کشیدم ولی معتاد نشدم. گفتم من جوانم، مهندسم، ورزشکارم با بقیه فرق می کنم، من هرگز معتاد نخواهم شد. با اطمینان کامل به اینکه معتاد نمی شوم، کشیدم و معتاد شدم.
ولی اگر کسی به من می گفت که فرایند معتادشدن این است، چند ماه طول می کشید تا معتاد شوی، حواست جمع باشد؛ خب من در کارم تجدیدنظر می کردم، یعنی اطلاعات دقیق را بدهیم نه اینکه بخواهیم بترسانیم و بگوییم شما لب به هرویین بزنی معتاد می شوی.

شما چه فرایندی را برای ترک طی کردید؟
الکل و حشیش را حذف کردم، فقط تریاک ماند. تریاک هم که هم کشیدنی و هم خوردنی بود. کشیدنی را هم که حذف کردم، به خوردن اکتفا کردم در خوردنم هم جدول آمد هر 21 روز حدود 20 درصدش را کم می کردم تا به نقطه صفر سید. در کتاب عبور از وظایف در دانشگاه تهران هم هست، می توانید بگیرید مطالعه کنید.

کسانی که به کنگره 60 آمده اند و درمان نشده اند، دلیلش چه بوده است؟ گفتید 50 درصد ترک می کنند و از آن 50 درصد درمان کامل می شوند.
آنها درمانشان مرتب نبوده است، درست نبوده است؛ یعنی پله هایشان را درست نرفته بودند. گریز می زدند، از خط خارج می شدند، جهان بینی شان، فکرشان، افکارشان درست نشده بود. اینها خیلی مطالب مهمی است.

شما معتقد هستید اگر کسی صد در صد مراحل را انجام دهد، قطعا به درمان می رسد؟
اگر پروسه را به درستی طی کند، به درمان می رسد.

 

منبع

 

برچسب ها:
لینک کوتاه این مطلب:

به اشتراک بگذارید :

اخبار قبل و بعد
اخبار مرتبط

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد